trip
به همرسانی
/ ˈtrip /
verb (I)
سکندری خوردن، پای کسی گیر کردن، پای کسی لغزیدن؛
ریز راه رفتن؛
ریز دویدن، ریز رقصیدن؛
نشئه شدن، تو عالمِ هپروت رفتن (عامیانه)
trip
/ ˈtrip /
verb (T)
پشتِ پا انداختن به، پشتِ پا گرفتن از؛
زدنِ کلید و غیره؛
به کار انداختن یا راه انداختنِ سیستم
trip
/ ˈtrip /
noun
سفر، مسافرت؛
سیر، پرواز (عامیانه، در مصرفِ موادِ مخدر)؛
سکندری، لغزش؛
کلید، سوئیچ، دکمه
دیدگاهها
ثبت دیدگاه