trim
به همرسانی
/ ˈtrim /
adjective
مرتب، منظم، مرتب و منظم، تمیز، آراسته؛
ترکه، خوشتراش، باریک، متناسب، موزون (هیکل، اندام)
trim
/ ˈtrim /
verb (T)
زدن، اصلاح کردن، کوتاه کردن؛
مرتب کردن، مرتب و منظم کردن؛
(مو، شاخ و برگ و غیره)؛
زدن از نوشته و غیره؛
کوتاه کردنِ پارچه و لباس؛
گرفتنِ چربیِ گوشت؛
تزیین کردن، زینت دادن؛
بارآرایی کردن، بارچینی کردن (در کَشتی و هواپیما)؛
تنظیم کردنِ بادبان
trim
/ ˈtrim /
noun
اصلاح، زدن، مرتب کردن (مو و غیره)؛
تزیینات
دیدگاهها
ثبت دیدگاه