travel
به همرسانی
/ ˈtra-vəl /
verb (I)
سفر کردن، مسافرت کردن، به مسافرت رفتن؛
رفتن؛
حرکت کردن؛
پخش شدنِ خبر؛
ویزیتوری کردن؛
در راه سالم ماندن، تو راه خراب نشدن (شراب و غیره)؛
حسابی تند رفتن، سرعت رفتن (محاوره)
travel
/ ˈtra-vəl /
verb (T)
سفر کردن به؛
طی کردن، پیمودن
travel
/ ˈtra-vəl /
noun
سفر، مسافرت؛
سیر و سیاحت، سیر و سفر (در جمع)؛
حرکت (اجزاءِ دستگاه)
travel
/ ˈtra-vəl /
adjective
سفری، مربوط به مسافرت
دیدگاهها
ثبت دیدگاه