trap
به همرسانی
/ ˈtrap /
noun
تله، دام؛
حقه، کلک (مجازی)؛
مخمصه، گرفتاری، دردسر؛
سیفون، شترگلو (در لولهٔ فاضلاب)؛
کالسکهٔ دوچرخ؛
جعبهٔ شروع (در سگدوانی)؛
دریچهٔ بام؛
دریچهٔ سقف؛
دریچهٔ کف؛
دهن، گاله (عامیانه)
trap
/ ˈtrap /
verb (T)
گیر انداختن، حبس کردن (شخص)؛
گرفتن، نگه داشتن، گرفتن و نگه داشتن، جمع کردن (گاز، حرارت و غیره)؛
گول زدن، گیر انداختن؛
با تله گرفتن، گرفتن، به تله انداختن، به دام انداختن (حیوان)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه