transparent
به همرسانی
/ tran(t)s-ˈper-ənt /
adjective
شفاف؛
بدننما، نازک (پارچه، لباس)؛
واضح، روشن، آشکار، صریح، فاحش؛
رک، بیپرده؛
سرراست، قابلفهم
دیدگاهها
ثبت دیدگاه