touch sth off
به همرسانی
verb (T)
زدن یا به کار انداختنِ فیوز؛
منفجر کردنِ معدن؛
راه انداختنِ آتشبازی و انفجار؛
موجبِ ... شدن، باعثِ ... شدن، ایجاد کردن (آشوب، بحران و غیره)؛
به راه انداختنِ بحث و مشاجره
دیدگاهها
ثبت دیدگاه