دست زدن به، لمس کردن؛
تماس پیدا کردن با، خوردن به، تماس داشتن با؛
دخالت کردن در؛
آسیب رساندن به، صدمه زدن به؛
لب زدن یا دست زدن به غذاو نوشیدنی (در جملهٔ منفی)؛
متأثر کردن، متألم کردن، ناراحت کردن؛
احساساتِ ... را جریحهدار کردن، ناراحت کردن؛
جریحهدار کردنِ احساسات و غیره؛
ارتباط داشتن به، مربوط بودن به (در جملهٔ منفی)؛
طرفِ ... رفتن، دست زدن به (کارِ غیرقانونی، مشروب)(در جملهٔ منفی)؛
به پای ... رسیدن، برابری کردن با (در جملهٔ منفی)؛
رسیدن به مقدار، حدّ و سطح