sight
به همرسانی
/ ˈsīt /
noun
بینایی، دید؛
قوۀ باصره؛
دیدن، رؤیت، مشاهده؛
دیدرس، میدانِ دید؛
چیزِ دیدنی؛
منظره؛
چشمانداز؛
دیدنیها، چیزهای دیدنی (در جمع، sights)؛
قیافۀ مضحک، ریختِ عجیب (محاوره)؛
وسیلۀ نشانهگیری (در تفنگ و غیره)؛
مگسک
sight
/ ˈsīt /
verb (T)
دیدن، رؤیت کردن؛
مشاهده کردن، بررسی کردن؛
رصد کردن (ستاره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه