shuffle
به همرسانی
/ ˈshə-fəl /
verb (I)
پا روی زمین کشیدن، لخلخ کردن، لخلخ راه رفتن؛
سرِ جای خود وول خوردن، اینپا و آنپا کردن؛
ورقها را بُر زدن (بازیِ ورق)؛
طفره رفتن، دستدست کردن، اینپا و آنپا کردن
shuffle
/ ˈshə-fəl /
verb (T)
بُر زدن (ورق)(بازیِ ورق)؛
به هم زدن، زیر و رو کردن، ورفتن با (کاغذ و غیره)
shuffle
/ ˈshə-fəl /
noun
لخلخ؛
بُر زدن، بُر (بازیِ ورق)؛
تنظیمِ مجدد، سازماندهیِ مجدد؛
ترمیم (کابینه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه