tickle
به همرسانی
/ ˈti-kəl /
verb (T)
قلقلک دادن، قلقلک کردن؛
ارضا کردنِ کنجکاوی، خودخواهی و غیره؛
راضی کردن، خوشحال کردن، خوشنود کردن، سرحال آوردن (شخص)
tickle
/ ˈti-kəl /
verb (I)
چیزی قلقلکش شدن؛
خاریدن
tickle
/ ˈti-kəl /
noun
قلقلک؛
احساسِ قلقلک؛
خارش، احساسِ خارش
دیدگاهها
ثبت دیدگاه