پرتاب کردن، انداختن، پرت کردن، پراندن؛
به طرفِ ... بردن، به سوی ... کشیدن (دست، پا و غیره)؛
به زمین انداختن، نقشِ زمین کردن، زمین زدن؛
خاک کردن (کُشتی)؛
ریختنِ تاس (در بازی)؛
آوردنِ عدد یا خال؛
ساختنِ کوزه؛
حالِ ... را گرفتن، پریشان کردن، ناراحت کردن، دمغ کردن (محاوره)؛
تکان دادن (محاوره)؛
گیج کردن (محاوره)؛
انداختن یا افکندنِ نور، سایه و غیره؛
کشین یا زدنِ پل؛
حواله کردنِ مشت؛
کشیدنِ اهرم یا دسته؛
زدنِ سوئیچ؛
عمدی باختن در بازی یا مسابقه (در آمریکا، محاوره)