shock
به همرسانی
/ ˈshäk /
noun
تکان؛
شوکِ الکتریکی؛
برقگرفتگی؛
شوک روحی، ضربه، هول؛
ضعفِ شدید، ضعف، بیحالی، نقاهت
shock
/ ˈshäk /
verb (T)
تکان دادن، شوکه کردن (شخص)؛
زیر و رو کردن، منقلب کردن؛
اذیت کردن، ناراحت کردن، آزار دادن؛
حالِ ... را به هم زدن؛
شوکِ الکتریکی دادن به
shock
/ ˈshäk /
noun
کپه، خرمن، انبوه، انبوهه (مو)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه