حرفِ تعریفِ معرفهساز، در مواردِ زیر:
۱- پیش از کلمهای که قبلاً در متن به آن اشاره شده است، در فارسیِ معیار بدونِ معادل و در فارسیِ محاورهای به صورتِ پایانهٔ ــه:
A boy and a girl were sitting on a bench. The boy was smiling and girl looked
.angry
پسری و دختری روی نیمکتی نشسته بودند. پسر \ پسره (در محاوره) لبخند میزد و دختر \ دختره (در محاوره)
عصبانی بود.
۲- در آغازِ ساختِ اضافی، بدونِ معادل:
مرکزِ شهر the center of town
۳- در آغازِ اسمی که به دنبالِ آن جملهٔ موصولی میآید، معادلِ ــی، آن، آن ... ــی:
خانهای که جک ساخت، آن خانه که جک ساخت the house that Jack built
۴- پیش از اسمهای دارای مصداقِ واحد، بدونِ معادل:
خورشید the sun
۵- بلافاصله پیش از نامِ عناصرِ طبیعت، بدونِ معادل:
دریا توفانی است. .The sea is rough
۶- وقتی مصداقِ اسم در بافتِ موقعیت معلوم باشد، بدونِ معادل:
لطفا نمک را بده. !Pass the salt, please
۷- در گروهِ اسمی پیش از صفتِ عالی، بدونِ معادل:
گرمترین روز The hottest day
۸- سازندهٔ اسم از صفت، به صورتِ علامتِ جمع بارنموده میشود:
ثروتمندان the rich
فرانسویان the French
۹- سازندهٔ اسمِ جنس، بدونِ معادل یا تظاهرِ صوری:
نسلِ شمپانزه در خطرِ انقراض است. .The chimpanzee is an endangered species
چرخ را چه کسی اختراع کرد؟ ?Who invented the wheel
۱۰- با واحدهای اندازهگیری به صورتِ معرفهای هر، ــی، هر ... ــی:
قیمتِ این جنس هر دو جین \ دو جینی \ هر جینی ۵۰ پوند است. .The price is 50p for the dozen
ماشینم هر گالون چهل مایل میرود. .My car does forty miles to the gallon
۱۱- با تلفظِ مؤکد، برای نشان دادنِ اهمیت و اشتهارِ شخص یا چیزی معادلِ همان ... معروف،
بهترین، مهمترین:
این مهمترین رستوران در این قسمتِ شهر است. .It's the restaurant in this part of town