shapely
به همرسانی
/ ˈshā-plē /
adjective
شکیل؛
خوشتراش، خوشترکیب، متناسب (اندامِ زن)؛
خوشاندام، خوش هیکل، خوشریخت (زن)؛
خوشترکیب (ساختمان، گلدان)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
تَشالین
\ taš.âl.in \
قید
ساختواژه
تَشال
+
ــین
بروید به: shape .
نکته
تَشالمند
\ taš.âl.mand \
قید
ساختواژه
تَشال
+
ــمند
بروید به: shape .
نکته
تَشالدار
\ taš.âl.dâr \
قید
ساختواژه
تَشال + ــدار
بروید به: shape .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او زنی خوبروی بود و جامهای تَشالین (شکیل) بر تن داشت، و همچون نگینی در میان چنبرِ خواستگارانش میدرخشید.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه