shaft
به همرسانی
/ ˈshaft /
noun
بدنه، تنه، میله (نیزه، تیر، ستون)؛
تیر؛
نیزه؛
طعنه، نیش؛
زخمِ زبان؛
دسته (ابزار وغیره)؛
مالبند، تیرِ مالبند؛
میل، میله، محور، شافت (مکانیک)؛
میله (چاه)؛
چاه، چاله (آسانسور)؛
کلک، حقه (در آمریکا، محاوره)؛
شعاع باریک، پرتو(نور، آفتاب)
shaft
/ ˈshaft /
verb (T)
بد تا کردن با، دخلِ ... را آوردن، کلاه سرِ ... گذاشتن (در آمریکا، محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه