settle sb down
به همرسانی
verb (I)
نشستن، لم دادن (راحت)؛
دراز کشیدن؛
سر و سامان پیدا کردن، سر و سامان گرفتن، خانه و زندگی پیدا کردن؛
جا افتادن، مستقر شدن؛
آرام شدن، آرام گرفتن، فرو خوابیدن
settle sb down
verb (T)
آرام کردن، آسوده ساختن، فروخواباندن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه