اقامت کردن در؛
سامان دادن به، به کارهای ... رسیدگی کردن، کارهای ... را انجام دادن، وضعِ ... را مرتب کردن؛
آرام کردن، آسوده کردن، راحت کردن؛
فرو خواباندن، فرونشاندن (توفان)؛
فیصله دادن، حل و فصل کردن، پایان دادن، خاتمه دادن، مرتفع کردن، رفع و رجوع کردن، به توافق رسیدن دربارهٔ، قرار گذاشتن در موردِ (دعوا وغیره)؛
پرداختن، تأدیه کردن، تسویه کردن (قرض وغیره)؛
انتقامِ ... را گرفتن، تلافیِ ... را درآوردن؛
تهنشین کردن؛
فرونشاندن، فروخواباندن؛
صاف کردن