tender
به همرسانی
adjective
ظریف، لطیف، نازک؛
ترد، شکننده؛
ملتهب، حساس (زخم و غیره)؛
حساس (موضع، مسئله)؛
دلنازک، دلرحم، مهربان، بامحبت، رئوف، دلسوز (شخص)؛
محبتآمیز، مهرآمیز (نگاه و غیره)؛
شیرین، دلپذیر، مطبوع، دوستداشتنی (رابطه، وضعیت)؛
نرم، لطیف (گوشت)
tender
/ ˈten-dər /
noun
مراقب، مسئول؛
کَشتیِ تدارکاتی؛
کَشتیِ رابط؛
انبارِ لوکوموتیو، واگنِ سوخت
tender
/ ˈten-dər /
verb (T)
تقدیم کردن، تسلیم کردن، ارائه کردن، عرضه کردن؛
دادن یا پرداخت کردنِ پول؛
(رسمی)
tender
/ ˈten-dər /
verb (I)
واردِ مزایده شدن؛
در مناقصه شرکت کردن، پیشنهادِ مناقصه دادن؛
پیشنهادِ قیمت دادن
tender
/ ˈten-dər /
noun
مناقصه؛
مزایده؛
پیشنهادِ قیمت؛
قیمتِ پیشنهادی
دیدگاهها
ثبت دیدگاه