tarry
به همرسانی
/ ˈter-ē // ˈta-rē /
verb (I)
درنگ کردن، ماندن، ایستادن، صبر کردن، منتظر شدن
tarry
/ ˈtär-ē /
adjective
قیری، قیراندود
دیدگاهها
ثبت دیدگاه