have got sb / sth taped
به همرسانی
idiom
چیزی را حسابی فهمیدن، قلقِ کسی \ چیزی دستِ کسی امدن؛
کسی را در دستِ خود داشتن؛
(در بریتانیا، محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه