tap
به همرسانی
/ ˈtap /
noun
شیر (برای مایعات و گازها)؛
کنترل، استراقِسمع (خطِّ تلفن)؛
توپی (برای سوراخِ بشکه و غیره)
tap
/ ˈtap /
verb (T)
شیر گذاشتن برای مخزن؛
سوراخ کردنِ بشکه و مخزن؛
برداشتن یا ریختنِ مایع از راهِ شیر؛
تیغ زدنِ درخت و غیره؛
جمع کردن یا کشیدنِ عصارهٔ گیاه؛
بهرهبرداری کردن از، استفاده کردن از (منابع، امکانات و غیره)؛
کنترل کردن یا گوش کردن به تلفن
tap
/ ˈtap /
noun
ضربه؛
تقه، تلنگر؛
شیپورِ خاموشی (در آمریکا، نظامی، در جمع)
tap
/ ˈtap /
verb (T)
آهسته زدن به، ضربه زدن به؛
تقه زدن به؛
تلنگر زدن به؛
ضرب گرفتن با
tap
/ ˈtap /
verb (I)
زدن، ضربه زدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه