tame
به همرسانی
adjective
رام، اهلی، دستآموز (حیوان)؛
سربهراه، سربهزیر، مطیع، نجیب (شخص)(به شوخی)؛
بزدل، ترسو، برهصفت (شخص)(به طعنه)؛
بیمزه، بیروح، بیلطف، کسلکننده، خنک، یخ؛
بیخاصیت
tame
verb (T)
رام کردن، اهلی کردن، دستآموز کردن، مطیع کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه