tally
به همرسانی
noun
چوبخط؛
حساب، حسابوکتاب؛
حسابِ امتیازها، جمعِ امتیازات (در مسابقه)؛
برچسب
tally
verb (I)
با هم خواندن، با هم جور بودن، با هم تطبیق کردن، یکی بودن، با هم مطابقت کردن
tally
verb (T)
حساب کردن، جمع بستن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه