زیرِ بالِ خود گرفتن، حمایت کردن از، کمک کردن به؛
حرفِ ... را قطع کردن، مانعِ صحبتِ ... شدن، تو حرفِ ... پریدن؛
برداشتن، برگرفتن؛
جمع کردن؛
جذب کردن یا به خود کشیدنِ مایع؛
کوتاه کردنِ لباس؛
سراغِ ... رفتن، شروع به ... کردن، پیشه کردن (به عنوانِ سرگرمی)؛
پیشه کردن، در پیش گرفتن، حرفهٔ خود قرار دادن، اختیار کردن (به عنوانِ شغل)؛
شروع کردن یا عهدهدار شدنِ مسئولیت و کار؛
همصدا شدن در، شرکت کردن در (آواز، گروهِ کُر)؛
از سر گرفتن، شروع کردن؛
دنبال کردن، پی گرفتن، از سر گرفتن (داستان)؛
گرفتن یا اختیار کردنِ موضع؛
پذیرفتن یا قبول کردنِ پیشنهاد و غیره؛
مطرح کردن، به سراغِ ... رفتن (نکته، موضوع)؛
بحث کردن با؛
گفتگو کردن با