بیرون دعوت کردن، بیرون بردن، به گردش بردن (شخص)؛
از میان بردن، نابود کردن (محاوره)؛
کشتنِ شخص؛
بردنِ غذا از رستوران (در آمریکا)؛
برداشتن، عمل کردن، جراحی کردن (آپاندیس)؛
کشیدنِ دندان؛
گرفتنِ مدرک، جواز و غیره؛
قراردادِ ... را بستن \ منعقد کردن، قراردادِ ... را تنظیم کردن؛
دادن یا به روزنامه دادنِ آگهی؛
فرستادن یا صادر کردنِ احضاریه؛
بیرون آوردن، درآوردن؛
گرفتن یا برداشت کردنِ پول از بانک؛
کسر کردن یا برداشت کردنِ پول از حساب؛
پاک کردن و از بین بردنِ لکه