ادای ... را درآوردن؛
درآوردن یا کندنِ لباس؛
برداشتنِ کلاه؛
زدن یا تراشیدنِ ریش؛
قطع کردنِ اندام؛
اجرای ... را متوقف کردن، تعطیل کردن (نمایش و غیره)؛
از سرویس خارج کردن یا از خط خارج کردنِ اتوبوس، قطار و غیره؛
تعطیل کردن، مرخصی رفتن، مرخصی گرفتن (روز، هفته و غیره)؛
نجات دادن؛
برکنار کردن، کنار گذاشتن، برداشتن؛
برداشتنِ سرپوش و غیره؛
ورآوردن یا کندنِ رنگ و غیره؛
حذف کردن از فهرستِ غذاها؛
کم کردنِ مبلغ یا قیمت؛
جمع کردن یا دیگر نفروختنِ کالا