tail
به همرسانی
/ ˈtāl /
noun
دُم؛
دنبالهٔ لباس، بادبادک و غیره؛
دُمِ هواپیما؛
ته، انتها (صف)؛
کفل، کون، قنبل (محاوره)؛
مأمورمخفی، بپّا (محاوره)؛
کتِ فراک (در جمع)؛
طرفِ خط (سکه، در جمع)
tail
/ ˈtāl /
verb (T)
دنبال کردن، تعقیب کردن؛
دُمِ ... را کندن، دُمِ ... را گرفتن (میوه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه