موجبِ ادامه یافتنِ رخداد یا وجود یا انجامِ چیزی شدن، ادامه دادن به کاری پس از وقفه،
ادامه دادن، پیش بردن، دنبال کردن، پیِ ... گرفتن؛
از سر گرفتن، باز ادامه دادن، از نو ادامه دادن؛
دوباره آغاز کردن؛
طول دادن؛
حفظ کردن، نگهداشتن، ابقا کردن، تداوم بخشیدن؛
اعلامِ تنفس کردن، جلسهٔ دادگاه را تعطیل و به بعد موکول کردن (حقوق)