sense
به همرسانی
/ ˈsen(t)s /
noun
حس؛
حواس (در جمع، senses)؛
احساس؛
ادراک؛
ذوق، طبع؛
حساسیت؛
شعور، عقل، فهم، درایت، خرد؛
دلیل، علت، هدف؛
مقصود، منظور؛
معنی، مفهوم (کلمه)؛
احساسِ عمومی، برداشتِ همگانی، نظرِ جمع
sense
/ ˈsen(t)s /
verb (T)
احساس کردن که، واقف شدن بر، آگاه شدن از، پیبردن به \ که، درک کردن، فهمیدن که؛
حساس بودن به، ردّیابی کردن، پیدا کردن (در موردِ دستگاه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه