lump
به همرسانی
/ ˈləmp /
noun
تکّه، قطعه؛
قلنبه؛
(سنگ، فلز، پنیر و غیره)؛
چونه، گلوله (خمیر، گِل)؛
حبّهٔ قند؛
برآمدگی، ورم، باد؛
کبودی، لکّهٔ کبود؛
غدّه (پزشکی)؛
نرّهغول، نرّهخر، خِرسِگنده، گندهبک، تنِلش
lump
/ ˈləmp /
verb (T)
روی هم ریختن، یککاسه کردن، جمع کردن، یکی کردن
lump
/ ˈləmp /
verb (I)
گلوله شدن، گلوله گلوله شدن، قلنبهقلنبه شدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه