آزاد، وِل، رها؛
گشاد، آزاد (لباس)؛
بزرگ (یقه)؛
شُل، شُل و وِل، آویخته (پوست)؛
لق (دندان، آجر و غیره)؛
که لق میخورد (پنجره)؛
شُل (گره، طناب، پیچ)؛
که دارد کنده میشود (صفحهٔ کاغذ)؛
باز، رها (مو)؛
شُل، که لینت دارد (شکم)؛
بیبندوبار، هرزه (شخص)(به طعنه)؛
بیبندوبار (زندگی)؛
غیردقیق، سرِ دستی، شکستهبسته (ترجمه)؛
ضعیف، سُست (استدلال)؛
آشفته، فاقدِ انسجام، نامنسجم (فکر، سبْک)؛
اتّفاقی، گهگاهی (ارتباط، پیوند)؛
پراکنده (جمعیت)؛
نرم (خاک)؛
شُل (بافتِ پارچه)؛
شُل (بدن، اندامها، حرکت)؛
باز، کیلویی، فلّهای (کره، آبنبات و غیره)؛
دمِ دست، موجود (پول)؛
بههمریخته، درهمبرهم، شُل (بازی)(کریکت)؛
سرگردان، آزاد (توپ)(ورزش)