lock
به همرسانی
/ ˈläk /
noun
طرّه، دسته (مو)؛
موها، گیسوان (در جمع)
lock
/ ˈläk /
noun
قفل؛
قفلِ فرمان (اتومبیل)؛
قفلِ گلنگدن، ضامن (تفنگ)؛
دستگاهِ آتش کردن، مکانیسمِ آتش کردن (تفنگ)؛
آببند (کانال)؛
به هم قفل شدن، بههمقفلشدگی، به هم کلید شدن
lock
/ ˈläk /
verb (T)
قفل کردنِ در، فرمانِ اتومبیل و غیره؛
درِ خانه، جعبه و غیره را قفل کردن؛
زندانی کردن، حبس کردن؛
گیر انداختن؛
به هم قفل کردن، به هم کلید کردن
lock
/ ˈläk /
verb (I)
قفل داشتن؛
قفل شدن؛
به هم قفل شدن، به هم کلید شدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه