seasoned
به همرسانی
adjective
کارآزموده، کارکشته، آبدیده، مجرب، کهنه کار (شخص)؛
به عمل آمده، خشک شده، خشک (چوب)؛
پرورده، خوابانده (غذا، میوه وغیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه