living
به همرسانی
/ ˈli-viŋ /
adjective
زنده (شخص، زبان)؛
جاندار، زنده، ذیروح (موجود)؛
قوی، محکم، استوار (ایمان)؛
زیاد (امید)؛
فعّال، دایر، برقرار (مؤسسه)
living
/ ˈli-viŋ /
noun
وسیلهٔ امرارِ معاش، راهِ نان خوردن؛
امرارِ معاش؛
معاش، معیشت، گذران؛
زندگی؛
موقوفه، درآمدِ موقوفات (در کلیسای انگلستان)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه