پوشاندن، پنهان نگاه داشتن، حفاظِ ... بودن، محفوظ نگه داشتن، پناه دادن، مصون نگه داشتن (از انظار، باد وغیره)؛
حمایت کردن از، پشتیبانی کردن از؛
برکنار داشتن؛
غربال کردن، سرند کردن، الک کردن، بیختن؛
بررسی کردن، بازرسی کردن، از نظر گذراندن؛
پیشینهٔ ... را بررسی کردن، از نظرِ امنیتی ارزیابی کردن، دربارهٔ ... تحقیق کردن (کارمند وغیره)؛
معاینه کردن، آزمایش کردن (پزشکی)؛
نمایش دادن، نشان دادن، پخش کردن (فیلم، صف)