scrap
به همرسانی
/ ˈskrap /
noun
تکّه، خرده، ذره، پاره، قطعه، ریزه، بریده؛
دم قیچی (پارچه)؛
بریده (روزنامه وغیره)؛
ته مانده غذا، باقیمانده غذا، ته سفره (درجمع، scraps)؛
خردهریز، خرت و پرت، آت و آشغال؛
ذره، کوچکترین چیز؛
قراضه، اوراقی (صفتگونه)
scrap
/ ˈskrap /
verb (T)
دور ریختن، دور انداختن؛
کنار گذاشتن، دست برداشتن از(محاوره)
scrap
/ ˈskrap /
noun
دعوا، جنگ و دعوا (محاوره)؛
بگومگو، درگیری
scrap
/ ˈskrap /
verb (I)
دعوا کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه