scramble
به همرسانی
/ ˈskram-bəl /
verb (I)
با زحمت بالا رفتن، به بالا خزیدن، چهار دست و پا بالا رفتن، به زحمت خود را بالا کشیدن؛
به جان همدیگر افتادن، تو سر و کلهٔ هم زدن؛
خود را به آب و آتش زدن، تقلا کردن، تلاش کردن؛
به پرواز درآمدن، به سرعت بلند شدن (هواپیمای نظامی)
scramble
/ ˈskram-bəl /
verb (T)
به هم ریختن، به هم زدن؛
به هم زدن هم زدن، مخلوط کردن (تخممرغ)؛
به صورتِ رمز درآوردن، رمزی کردن (رادیو، تلویزیون)(صدا وغیره)؛
دستکاری کردن؛
به سرعت به پرواز درآوردن، به سرعت به هوا فرستادن (هواپیمای نظامی)
scramble
/ ˈskram-bəl /
noun
به زحمت بالا رفتن، صعودِ سخت؛
تلاش، تقلا؛
مسابقهٔ موتورسواری در مسیرِ خاکی
دیدگاهها
ثبت دیدگاه