lick
به همرسانی
/ ˈlik /
verb (T)
لیسیدن، لیس زدن؛
به آرامی خوردن به، نوازش کردن (امواج، شعلهها)(ادبی)؛
شکست دادن، پیروز شدن بر (محاوره)؛
زدن، کتک زدن، مالاندن (محاوره)
lick
/ ˈlik /
verb (I)
رفتن، مثلِ برق رفتن (عامیانه)
lick
/ ˈlik /
noun
لیسیدن؛
لیس؛
شور، لیسهگاه (برای لیسیدنِ حیوانات)؛
سرعت (محاوره)؛
مقدارِ کم، کمی، مقداری
دیدگاهها
ثبت دیدگاه