لاشخور، مردارخوار؛
گَندهخور؛
زبالهگرد (شخص)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اسم
ساختواژه
اِسپال +
ــگربروید به: scavenge .
نکته
اِسپالِشگر
\ es.pâl.eš.gar \
اسم
ساختواژه
اِسپال +
ــِـش +
ــگربروید به: scavenge .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
- کفتارها جانورانی لاشخورند (بقایایشکارِدیگرانخوار)، نه شکارچی؛ و گاهی علفخوار نیز میشوند.
- او یک اِسپالگر (جستجوگرِ زبالهها و بردارندهٔ چیزهای بهدرخور از میانِ آنها) بود که قوطیهای نوشابه را از میانِ زبالهها جمع میکرد و هرکدام را به قیمتِ سی سِنت میفروخت.
- کلسترولِ خوب مانندِ یک اِسپالگر (جستجوگر و چیزیابنده) عمل کرده، کلسترولِ بد را در خون یافته و حذف میکند.