Logo

scavenge

Spider Icon
/ ˈska-vənj // -vinj /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اِسپالیدن
\ es.pâl.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • پس از آن سیلابِ ویرانگر، بسیاری از مردم و جانوران کلِ شهر و پیراشهر را اِسپالیدند (جستجو کرده، غذا و چیزهای به‌دردبخور را برداشتند.)
  • او گفت که می‌رود تا زباله‌ها را بیِسپالد (جستجو و چیزیابی کند) شاید بتواند چیزی برای خوردن پیدا کند.
  • او زباله‌ها را می‌اِسپالید و چیزهای به‌دردبخور را به برخی مغازه‌ها می‌فروخت.
۴.

دیدگاه‌ها