گذاشتن که ... برود؛
خارج کردن؛
آزاد کردنِ زندانی و پرنده؛
بیرون آوردنِ گلّه؛
خالی کردنِ آب و باد؛
گشاد کردنِ لباس؛
باز کردن و شکافتنِ درز؛
گذاشتن که ... خاموش شود، خاموش کردن (شمع، آتش)؛
فاش کردن و گفتنِ راز و خبر؛
کنار گذاشتن، حذف کردن، معاف کردن؛
کرایه دادنِ اسب و غیره