بخشیدن، مجازات نکردن، زیاد تنبیه نکردن (شخص)؛
منفجر کردن یا ترکاندنِ بمب؛
روشن کردن یا در کردنِ فشفشه و غیره؛
چکاندن یا آتش کردنِ تفنگ و غیره؛
مرخص کردن، اجازهٔ رفتن به ... دادن، گذاشتن که ... برود؛
اجاره دادنِ خانه و غیره؛
آزاد کردنِ گاز، بخار و غیره