be on its last legs
به همرسانی
idiom
روزهای آخرِ عمرِ چیزی بودن؛
در حالِ شکستن بودن، فاتحهٔ ... خوانده بودن (میز و غیره)؛
در حالِ خرابی بودن (خانه و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه