be on one's last legs
به همرسانی
idiom
خسته بودن، هلاک بودن؛
مشرف به موت بودن، پای کسی لبِ گور بودن، چیزی از عمرِ کسی باقی نبودن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه