saving
به همرسانی
/ ˈsā-viŋ /
noun
نجات؛
پسانداز، ذخیره؛
صرفهجویی؛
پسانداز (در جمع، savings)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفدازِش
\ af.dâz.eš \
اسم
ساختواژه
اَفداز
+
ــِـش
بروید به: save .
نکته
اَفداخت
\ af.dâx.t \
اسم
ساختواژه
اَفداخت
بروید به: save .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
آن تبهکار با اَفدازِشِ (نجاتِ) کودکی که داشت غرق میشد روحِ خود را والایش کرد.
آنها سالها به اَفدازِش (صرفهجویی) در هزینههای خود پرداختند تا توانستند هزینهٔ تحصیلِ فرزندشان را فراهم کنند.
او با اَفداختِ (نجاتِ) چهار گل در یک بازی بهترین بازیکنِ میدان شناخته شد.
۴.
ثبت مثال
saving
/ ˈsā-viŋ /
preposition
مگر، اِلّا
دیدگاهها
ثبت دیدگاه