Logo

save

Spider Icon
/ ˈsāv /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اَفداختن
\ af.dâx.t.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
اَفدازیدن
\ af.dâz.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • وی را به‌کار گماردند تا باشگاه را از ورشکستگی بِیَفدازد (نجات دهد.)
  • او باید بخشی از حقوقِ ماهانه‌اش را می‌اَفداخت (ذخیره می‌کرد، صرفه‌جویی می‌کرد،) تا پایانِ سال به چنین دشواری‌ای برنمی‌خورد.
  • دروازه‌بانِ بارسلونا در بازی با منچسترسیتی دستِ‌کم سه بار دروازه‌اش را اَفداخت (نجات داد، از گل خوردن.)
۴.

save

/ ˈsāv /
verb (I)

save

/ ˈsāv /
preposition

save

/ ˈsāv /
noun

دیدگاه‌ها