lay sth on
به همرسانی
verb (T)
وصل کردنِ گاز، آب و برق؛
آماده کردن، مهیّا کردن، فراهم کردن، تهیه دیدن (در بریتانیا، محاوره)؛
زدن یا مالیدنِ واکس و رنگ
دیدگاهها
ثبت دیدگاه