lay one's hands on sth / sb
به همرسانی
phrase
دست روی ... گذاشتن، گرفتن، تصاحب کردن، به تملّکِ خود درآوردن؛
روی ... دست بلند کردن، به جانِ ... افتادن؛
پیدا کردن؛
تأیید کردن (مذهب)؛
منصوب کردن، گماشتن بر (مذهب)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه