گذاشتن، گذاردن، قرار دادن، نهادن؛
نصب کردن، کار گذاشتن؛
کشیدنِ جاده، کابل و غیره؛
چیدنِ آجر؛
کردن، ساختن؛
نشاندن یا خواباندنِ گرد و خاک؛
از خود دور کردن و از بین بردنِ ترس؛
گذاشتن یا ریختنِ تخم (جانورشناسی)؛
اتفاق افتادنِ داستان و واقعه؛
آماده کردن، مهیا کردن، فراهم کردن؛
چیدنِ میز؛
پهن کردنِ سفره؛
برپا کردن، عَلَم کردن، روشن کردن (آتش)؛
شرط بندی کردن سرِ پول؛
بستنِ شرط؛
سرِ ... شرط بستن (شخص)؛
پهن کردن، انداختن، گستردن (فرش و غیره)؛
پوشاندن یا فرش کردنِ کف و حیاط؛
مطرح کردنِ سؤال؛
خوابیدن با، انداختن به (زن)(عامیانه)