launch
به همرسانی
/ ˈlȯnch // ˈlänch /
verb (T)
آغازاندنِ چیزی به کاری؛
به آب انداختنِ کشتی و قایق؛
به هوا پرتاب کردنِ موشک؛
عرضه کردنِ محصولِ تازه؛
شروع کردن به، دست به ... زدن (حمله، تهدید)؛
به راه انداختنِ کار و شرکت؛
عملی کردن و به جریان انداختنِ نقشه؛
واردِ کار کردن و تو کار آوردنِ شخص
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آرافتن
\ 'â.râf.t.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
آ
رافت
+
ــَـن
نگاه کنید به: آرابیدن.
👇
نکته
صرف فعل
آرابیدن
\ 'â.râb.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
آراب
+
ــیدن
آ
(پیشوندِ فعل) +
راب
(ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ Hrab/f به معنای رفتن) +
ــیدن
(نشانهٔ مصدر)
نکته
ستاکِ حالِ
آرافتَن
میشود:
آراب
.(بسنجید با: یافتن —» یاب .)
ریشهشناسی
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
قرار است نیروی دریاییِ ایران یک زیردریاییِ ساختِ ایران را تا ماهِ بعد از بندرِ میناب بِیارابَد (به آب اندازد.)
ارتش نیز یک موشکِ ماهوارهبر را هفتهٔ گذشته آرافت (به فضا فرستاد) و کامیابانه ماهوارهٔ تجسسیِ خود را در مدارِ زمین قرار داد.
۳.
ثبت مثال
launch
/ ˈlȯnch // ˈlänch /
noun
به آباندازیِ کشتی؛
پرتاب، فرستادن (موشک و غیره)؛
عرضه، ارائه، پخش
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آرافت
\ 'â.râf.t \
اسم
ساختواژه
آرافت
بروید به: launch .
نکته
آرابِش
\ 'â.rab.eš \
اسم
ساختواژه
آراب
+
ــِـش
بروید به: launch .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
آرابِشِ ( بهفضافرستیِ ) فضاپیما به علّتِ توصیهٔ هواشناسی با یک هفته تأخیر انجام خواهد شد.
۲.
ثبت مثال
launch
/ ˈlȯnch // ˈlänch /
noun
لِنج، موتورلنج
دیدگاهها
ثبت دیدگاه